از این فاصله ها دلگیرم


بی تو اینجا چه غریبانه شبی می میرم


ساعت گریه و غم هیچ نمی خوابد و من


در الفبای زمان خسته ی این تقدیرم


سالی ست که می خواهم از اینجا بروم


ولی افسوس که در قلب زمین زنجیرم


در غم عشق ندانسته ی خویش


روی سجاده ی احساس تو ... "جان" می گیرم