آن فرشته ساده است و خط خطی است
سر به زیر و یک کمی خجالتی است
بوی سیب می دهد لباس او
دامنش حریر سبز و صورتی است
گوشواره هایش از ستاره است
تاجش از شهاب سنگ قیمتی است
سرمه های نقطه چین چشم هاش
ریزه هایی از طلاست ، زینتی است
تکه ای بهشت توی دستش است
خنده های کوچکش قیامتی است
دشمنی همیشه در کمین اوست
دشمنش بد و حسود و لعنتی است
هاج و واج مانده روی این زمین
او فرشته ای غریب و پاپتی است
آن فرشته راستش خود تویی
قصه فرشته ات حکایتی است
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 21:8 توسط HOSEINღMONKER
|
کسی به خدا گفت : اگر سرنوشت مرا تو نوشتی